1. غرناطه‌. مملكت بنونصر كه اينك اسپانياي مسلمان بدان محدود شده بود، مسلماً قلمرو كوچكي بود، ولي محقق بزرگي همچون ابن‌خطيب را پرورد. وي موٴلف آثار متعددي در زمينه‌ٴ تاريخ‌ عمومي اسلام و تاريخ و رجال اندلس است‌. بدبختانه اغلبشان هنوز چاپ نشده‌، با اين‌همه‌، عرب‌شناسان اسپانيايي توانسته‌اند تصوري از ارزش خارق‌العاده‌ٴ كار او را به ما عرضه كنند. مهم‌ترين‌ اثرش اﻹحاطه بتاريخ غرناطه‌، مجموعه‌اي از تراجم احوال مسلمانان اندلسي است كه چاپ‌ انتقادي و فهرست‌داري از آن براي پژوهش‌هاي مربوط به سده‌هاي ميانه كمال ضرورت را دارد.
2. مراكش‌. ابن بطوطه در وهله‌ٴ اول جهانگرد و جغرافيدان است‌. با اين‌همه‌، در ارزش تاريخي‌ سفرنامه‌ٴ او جاي هيچ ترديدي نيست‌. مطالب او به‌ندرت داراي تاريخ است‌، يا حتي تاريخ‌هايي‌ كه مي‌دهد ممكن است غلط باشد، چون داراي ذهن تاريخي نبود. با اين‌همه‌، كتابش تصوير عظيمي از قلمرو اسلام‌، به‌صورتي كه در نيمه‌ٴ سده‌ٴ چهاردهم بوده عرضه مي‌كند، تصويري كه‌ منحصر به يك كشور يا يك قاره نيست‌. بلكه همه‌ٴ طول و عرض آن را در برمي‌گيرد. از اين‌رو، سفرنامه‌ٴ ابن‌بطوطه را مي‌توان از يادمان‌هاي تاريخ‌نگاري سده‌ٴ چهاردهم دانست‌.
3. الجزاير. تاريخ بنوحفص را كه بر تونس فرمان مي‌راندند، ابن‌قنفذ عالم برجسته‌ٴ الجزايري‌ نوشت‌. اين تاريخ به سال‌هاي 1068 تا 1402 مربوط مي‌شود و بنابر سنّت اسلامي مجموعه‌اي‌ از تراجم احوال بزرگان را شامل است‌.
4. تونس‌. مورخان مسلماني كه تا اين‌جا از آنان سخن گفتيم‌، يعني ابن خطيب غرناطي‌، ابن‌بطوطه‌ٴ طنجي و ابن قنفذ قُسَنْطيني مردان بسيار برجسته‌اي بودند، ولي يكسره تحت‌الشعاع‌ رقباي تونسي خود بنوخلدون‌، به ويژه بزرگ‌ترينش قرار گرفتند.
بهتر است نخست چند كلمه‌اي درباره‌ٴ كوچك‌تر، يعني يحيي بن‌محمد بگويم كه تاريخ‌ بنوزيان را نوشت‌. وي مورخي خوب و يك انسانگرا بود كه به ادبيات بيش از سياست علاقه‌ داشت‌. برعكس عبدالرحمن بن محمدبن خلدون (كه اختصاراً به ابن‌خلدون معروف است‌) مورخ‌، سياستمدار، جامعه‌شناس‌، اقتصاددان‌، پژوهنده‌ٴ دقيق امور انساني‌، مشتاق به كندوكاو در گذشته‌ٴ بشريت براي درك حال و آينده‌ٴ آن بود. او نه‌تنها بزرگ‌ترين مورخ سده‌هاي ميانه و چون‌ غولي برفراز سر قبيله‌اي از كوتوله‌ها بود، بلكه از نخستين فيلسوفان تاريخ‌، پيشاهنگ ماكياولي‌، بُودَن‌، ويكو، كنت‌، و كورنو بود1. در ميان مورخان مسيحي سده‌هاي ميانه شايد تنها يكي دوتن‌ را بتوان با او مقايسه كرد، يعني اوتو فون فريزينگ (دوازدهم ـ1) و جان ساليسبري (دوازدهم


 1.  Niccolo Machiavelli   .(ـ1469 -1527)، فيلسوف ايتاليايي در زمينه‌ٴ فلسفه‌ٴ سياست‌؛ Comte ـ(1757 -1798)، فيلسوف فرانسوي‌، بنيان‌گذار فلسفه‌ٴ تحصلي‌ (اثبات‌گرايي‌)؛Bodin  ـ(1530  -1596)، فيلسوف سياسي فرانسوي‌؛Vico  ـ 1744)، فيلسوف ايتاليايي در جامعه‌شناسي‌؛ Cournot ـ(1801 - 1877)، اقتصاددان و رياضي‌دان فرانسوي‌. ــ م‌.